close
تبلیغات در اینترنت
هفده

هفده شهریور57


یک سرود ماندگار

17 شهریور افتخار ماست


17 شهریور برای تاریخ انقلاب اسلامی ایران روزی تاثیرگذار و مهم است. این روز و واقعه مهم در آثار فرهنگی و هنری ما نیز نمود داشته است. از جمله سرود ماندگاری که استاد حمید سبزواری برای آن نوشت و توسط حمید شاهنگیان آهنگسازی و اجرا شد:

درود درود به روان پاک شهید راه خدا

درود درود به جوان که کشته شد به میدان شهدا

درود درود به تمام شهیدان کرب و بلا

درود درود، درود بر خمینی روح خدا

ای که پرپر کنی جوانه‌ها

می‌زنی آتشی به خانه‌ها

می‌کشی خلق مسلم خدا

تا که خود پرکنی خزانه ها

17 شهرور روز ننگ توست

17 شهرور افتخار ماست

سرودی که شاهنگیان درباره ساخت آن به جام‌جم می‌گوید: شرایط سال آخر پیروزی انقلاب و همچنین ماه‌های آغازین این پیروزی به گونه‌ای بود که باید در تمام عرصه‌ها با تمام توان وارد میدان می‌شدیم. من برای بسیاری از رویدادها و اصول انقلاب کار کردم؛ مثلا برای سالگرد 17 شهریور 58 آقای سبزواری شعر «آدینه خونبار» را ساخت و در اختیار من قرار داد. شعر به مرکز موسیقی صداوسیما رفت تا آهنگسازی شود، ولی تا چند روز مانده به سالگرد 17 شهریور هیچ اثری تولید نشد و وقتی پیگیری کردیم گفتند شعر ملودی‌بردار نیست. برافروختم و شخصا با آقای سبزواری تماس گرفتم و گفتم مطلع شعر را یادتان هست و ایشان در پاسخ تمام شعر را مجدد خواندند و من نیز یادداشت کردم و بسرعت با گروه سرودی که قبلا کار کرده بودم هماهنگ کردیم تا جمع شوند. من یک بند سرود را آماده کردم و تا شب سرود را ساختم. اعضای گروه شبانه سرود را در استودیوی صداوسیما خواندند.

او درباره ویژگی‌های این سرود هم توضیح می‌دهد: خطاب اصلی سرود با شاه خائن بود و با درود بر روان پاک شهدا و شهیدانی که در میدان شهدا کشته شده بودند، آغاز می‌شد و به شاه می‌گفت جوانان را پَر‌پَر می‌کنی و روز 17 شهریور روز ننگ توست و 17 شهریور افتخار ماست و هدف اصلی و نهایی سرود این بود که نامی از شهدای 17 شهریور در یادها بماند و مردم بتوانند با خواندن این سرودها اتحاد و همنوایی بیشتری پیدا کنند.

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: جمعه 16 شهريور 1397 ساعت: 21:15 |تعداد بازديد : 52 نويسنده :

میلاد پیامبر اسلام (ص)


 

هِفده ی ماهِ ربیع و سال فیل*

شد ثنا خوان چشمه سارِ سلسبیل

واژگون شد هَربُتی درهر کجا،

لحظه ی مولودِ آن بَـدرُالدّجی

رانده شد ابلیس دون از آسمان،

درشبِ میلادِ آن آرام جان

طاقِ کسری ناگهان ازهم گسست،

چارده دندانه اش درهم شکست

ساوه خشکید و سماوه شد پُرآب*

صد مَلَک مأمورِ اِیّاب و ذهاب

سَبعَه ی آتشکده خاموش گشت،

بَعدِ ده قرنی که آذرنوش گشت *


موبدان آشفته خواب وخور شدند،

گاهِ رؤیا اَسترو اُشتُر شدند

نوری از نَجدو تهامه سَر فراز،*

تا به مشرق رفت آن شب از حجاز

تختِ شاهان واژگون شد ناگهان

لال شد هر پادشاهی از زبان

موبدان و کاهنان نادان شدند

ساحران درکارِخود حیران شدند

این همه آیات توحیدی عیان

شد نشان از خاتم پیغمبران

صد کرامت، معجزه، اِرهاصِ او*

خاصِ آن مولا شد و  اِخلاصِ او

خانه ی بِنتِ وَهَب امواجِ نور

آمده روحُ القُدُس با شوق وشور

نوری از دامانِ بانو آمنه

شد فروزان تا سما یک عالمه

آمد آن شَمسُ الضُّحی، بَدرُالدّجی،

مُصطَفی، کَهفُ التُّقی، غَوثَ الوَری

با رکوع و سجده ای آن سروِ ناز

کودک اما، سرفراز و در نماز

مهربان ختم رُسُل عَبدِ خدا

خُلقِ عُظمای تمام انبیا

هان محمّد(ص)خاتم پیغمبران

سروَرِ خَـلقِ زمین و آسمان

آیتِ حق ؛ رَحمَةٌ لِّلعالَمین

آن شَفیعِ مُؤمِنات ومُؤمِنین

عالِمِ ناخوانده درسِی ازکتاب،

داد  پاسخ هر سؤالِ بی جواب

گرچه وَهمِ ما نگنجد کاین چه هاست

مثنوی گویِ پیمبرها خداست

عالَم از نورِ وجودش سرفراز،

ذِکرِ صلواتش بُوَد با هر نماز

شافِعَت خواهی شود گر، در ممات،

کُن دهان خوشبو به ذِکرِصَلَّواة.


غلامرضا مهدوی آزاد

استهبان



* -وادی سماوه . [ س َ وَ ] (اِخ ) بادیه ای است بین کوفه و شام که شب تولد حضرت رسول ناگهان پر از آب گردید : «... و از جمله کلیات وقایع که در شب میلاد آن شفیع روز معاد اتفاق افتاد معدوم شدن دریاچه ٔ آب ساوه و جریان آب در وادی سماوه و حال آنکه قبل از آن تاریخ به مدت مدید آب در آن وادی کسی ندیده بود و هم در آن شب شکستی در طاق کسری افتاد...» (حبیب السیر چ تهران ص 102). رجوع به حبیب السیر و معجم البلدان ذیل سماوه شود.


*- هفت آتشکده ٔ معروف ایران قدیم : آذرمهر، آذرنوش ، آذربهرام ، آذرآیین ، آذرخرین ، آذربرزین ، آذرزردشت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رساله ٔ «شماره ٔ هفت و هفت پیکر نظامی » تألیف محمد معین ص 37 شود.


*- نجد. [ ن َ ] (اِخ ) سرزمین کوهستانی است در شمال جزیرةالعرب ، و مقابل آن تهامه است و آن منطقه ای است ساحلی در مغرب آن . (از اعلام المنجد). از بلاد عرب آنچه برخلاف غور است که تهامه باشد، و گاهی جیم را ضمه دهند. مذکر آید. و اعلای نجد تهامه و یمن است و اسفل آن عراق و شام و اول آن از حجاز ذات عراق . (منتهی الارب ) (آنندراج ).


*- ارهاص در اصطلاح متكلمان، حوادث خارق‌العاده یا شگفتى است كه در آستانه میلاد انبیاء و یا بعد از آن و پیش از بعثت ایشان به وقوع مى‌پیوندد. تفاوت ارهاص با معجزه در این است كه ارهاص، پیش از زمان دعوت و بدون تحدى (مبارزه‌طلبى) است. )

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 7:6 |تعداد بازديد : 300 نويسنده :

هفده شهریور

تاريخ ارسال: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:2 |تعداد بازديد : 143 نويسنده :

گردهمآیی شاعرانه

آخرين ارسالهاي تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
سبک شعری 4 193 mahdavi
قالب های شعر 9 7 mahdavi
تعریف شعر 2 6 mahdavi
سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.
سایت ادبی شهید رابع استهبان
يا مهدي
ادرکني
بسم الله الرحمن الرحيم
اللّهُمَّ صَلِّ علي مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعينْ
التماس دعا
به سايت ادبي شهيد رابع استهبان خوش آمديد براي بهره برداري بهتر از مطالب سايت عضو شويد
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی زِ مُردن مهراس / مُردار بود هرآنکه او را نکشند
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّي تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
برحمتک يا ارحم الراحمين
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ باعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ الْقابِضُ الْباسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، وارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْها.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَلي نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِيَ لي حاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ،
يا سَيِّداهُ، يا مَوْلاهُ، يا غِياثاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا
مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصار، يا سَميعَ الدُّعآءِ،‌إنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ،
بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين
يک روز مي افتد ؛
آن اتفاق خوب را مي گويم ...
من به افتادني که برخاستن اوست ايمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لوليک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
يا مهدي ادرکني
السلام علي جميع المعصومين عليهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ يَشَاْ لَمْ يَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَيْئٍ قَديرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَيْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ