close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن

تقدیم به زنده یاد مرحوم استاد جمالی
===================
خوا ب دیـد عارفی «جـمـالی» را ایستـــاده کنـار پیـر مـراد
چمـدا نـی کـتــا ب در دستـش خستـه با چهـره ای نـه چندان شاد

گفتـش ای شـاعـر شهـیر فـارس: نکـنــد عـــازم سفـر شده ای!
كــرد ه‌اي تـرك ، بوستــانت را بهـــر پـرواز بـال و پـر شده‌اي!

شهـر مـا بـا تو رنگ و بويي داشت باعــث افتــخـار مــا بـودي
هركجــا بـود بحث شعـر و ادب چهــره‌ي مانـدگــار مـا بـودي

گو، چـه شـد كــه نيـامده رفتي تركِ اين بــاغ و بوستـان كـردي
چـه بدي ديـده اي كـه اينـگونه پشت بـر جمــع دوســتان كردي

اندكي صـبر كـن كـه مسئـولين از جمــال تـو مـاه مي سـازنـد
چـونكـه فـارغ ز كارها بشونـد بهــرت آرامگــاه مـي سـازنـد

بعـدِ تكميـل مسجــد جــامـع بعــدِ ميـدان شهــر و پيـر مراد
بعدِ آسفـالت كـوچه هاي شهــر از سـرفـلكــه تا وكـيل آبــاد ـ

هر كجـا هست طـرح نيـمه تمـام چونكـه پايان بگيرد از چپ و راست
نوبـت كـارهــاي فـرهنـگيست نوبت شعــر و جــايگـاه شماست

وقت آنست تـا كــه مسئـوليـن مثــل گـل در چمـن نشا نـندت
از بـراي تـو كـنـگـره گيــرند بـر ستيــــغ سخــن نشانندت

منصـرف شـو از ايـن سفر اُستـاد ؛ نيست ايـن شهر اهـل دوز و كلـك
بيـن كـه شـورا و شهـرداري مـا بهـرت آورده اند چـرخ و فلــك

تـا نشـيـنـي د ر آن و ا ز بـالا شهــر را بنگــري بــه زيـبايي
تـا كـه مشغـول بـاشي و آبـاد تــا درآيــي دمي ز تنـهــايي
* * *
آه ســردي كـشـيـد پيـر غزل گفـت مـن شــأن و آبــرو دارم
مـن بـراي خـودم كسي هستـم هـمـه جـا رتبــه اي نكــو دارم

با هــزار و يكــي گـرفتـاري ننشــينــم بـــه انتظــار شما
نيست بی جا كه آنهمـه نُخبــه ‌پـــر كشيــدنـد از ديـار شمـا


سالهـا مي شـود كـه اينسان در ـ انـتـظــار شمــا به سـر بردم
از كفـم رفت اسـم و رسمي كـه پيــش اهـل ادب بــه در بـردم

شـهـرداري بـراي مـرغ دلـم قفـسي سـاخـتـه ز تــيرآهـن
خوب بنگر چـه كرده ايـن مـدت شهـر مـن اي عـزيـزِ من بـا من

جاي دِنجي كه قولمـان دادنـد پــر شــده از وســايل بــازي
قـدمي هم كــه برنـمي دارند دوسـتـان عــزيـــز شيـرازي

اين بسـاطي كه دورمن برپاست كـرده مـــا را عجـب سرافكـنده
زين سبب جمـع شاعران گشتند همــه از گــرد مـن پراكـــنده

مَهـد كودك شـده ست اينجا و بــرده از مـن قــرار و آرامـش
جيغ اِسكيت و زنگ چرخ ، مدام از «جمالي»گرفــتـه آسايــش

نـه دگر هـوش دارم و نه هواس نـه تمركز كـه شعــر گويــم باز
شـترِ عُمر كـاش بـر مي گشت بـه همان كلــبۀ خـودم : شیراز

گِـردِ من پرسه مي زنند اينجـا آخــر شب گـروه مـعـتــادان
ترسم ايـن است كه گـره بخورد روح پـاكـم بــه روح معتــادان

من كـه خورشيـد انجمـن بودم بـوستـانم هميـشه تـاريـك است
پیش یک عـده ای ز مسئـولين ریشـۀ نخـلِ شعـر باریک است

سـالهـا مـانـده ام بلا تكلـيف مــن بــعنوان يك سِـتَهبــاني
بَـهـر آرامـگـاه و كنـگره اي سبقت از مـن گـرفتـه « مـرداني»(1)


«‌‌شمس» (2) دامن به«آستـانه»(3) كشيد رفت از شهـرتـان و رفت از يــاد
كـاش مـن هم كـه آمدم قبرم _ لا اقــل بود پُشتِ «پيــر مـــراد»(4)

بگـذاريـد راه خــود بـروم كم كنـم اضطـراب و دلهـره‌تـان
و خـداونــد خيــرتان بدهد از سـرم شـد زيــاد كنگــره‌تان

در ديـار شــمـا غـريبـانـــه دور افتـادم از فَـك وفـامـيــل
تـا بـه آرامگــاه من برسيـد بـر دميـده به صـور ، اسرافيـــل

----------------------------------------------------------------
(1) مرحوم نصراله مردانی از دوستان استاد جمالی -

(2) مرحوم شمس اصطهباناتی -

(3) حرم مطهر امام زاده سید علاءالدین حسین در شیراز که در بین مردم به آستانه شناخته می شود

(4) امامزاده سید محمدبن موسی بن جعفر در استهبان که به پیر مراد معروف است


« علي اكبر شجعان »



ادامه مطلب


برچسب ها : جمالی نامه , خواب دید , دید عارفی , جمالی را , ایستاده , پیر مراد , چمدانی , نه چندان , شاعر شهیر , شهیر فارس , بوستانت , شهر ما , باعث افتخار , هرکجا , چهره ماندگار , مسجد جامع , نیامده رفتی , آسفالت کوچه , مسؤلین , کنگره ,
بازدید : 11
[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 21:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


جوانی طی شد و پیری رسید آهسته آهسته
تنم می لرزد از بادی چو بید آهسته آهسته


هماغوشم شبی شد شاهد عهد شباب اما-

شبی خوش بود و شد صبح سپید آهسته آهسته


جهان شد لحظه و ساعات و سال و ماه و روز و شب

مرا با خود به نابودی کشید آهسته آهسته


وجودم سوخت ، دودی هاله زد گِرد سر و رویم

که شد خاکستر عمرم پدید آهسته آهسته


غروب عمر خود را دید چون خورشید روشندل

ز رویش رنگ در گردون پرید آهسته آهسته


به دریای حوادث کشتی ما غرق شد اما –

به ساحل می برد ما را امید آهسته آهسته


شراب کهنه از جام دلم تا نوش جان کردم

درون سینه گل کرد این نبید آهسته آهسته


بنازم عشق پاکم را که چون از جنبش افتادم

بجنبید و به فریادم رسید آهسته آهسته


به بازار جهان آمد «جمالی» از پی سودا

و عمر جاودانی را خریدآهسته آهسته

استاد محمد خلیل مُذنب (جمالی)




ادامه مطلب


برچسب ها : سالگرد , استاد , محمدخلیل , مذنب , جمالی , جوانی , طی شد , پیری رسید , آهسته آهسته , عهد شباب , صبح سپید , ساعات , نابودی , وجودم , خاکستر عمرم , دریای حوادث , غروب عمرگردون , شراب کهنه , درون سینه ,
بازدید : 7
[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 21:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



گشته مقیمِ کویِ تو مرغِ خیالِ ما رضا
خواجه توئی، شاه توئی، ما به دَرَت گدا رضا

از قدمت شکفته گل، فصلِ بهار آمده
بادِ صبا زِ مقدمت، آمده با صفا رضا

کرده دلم هوایِ تو، برده دلم صفای تو،
کاش کنم دو دیده وا، به گنبدِ طلا رضا

زاروعلیل وخسته ام، برتو دخیل بسته ام
تا که کنی زِ لطفِ خود، دردِ مرا دوا رضا

از رَهِ دل به سوی تو، آمده ام به کویِ تو
تا که کنم دو دیده با ضریحَت آشنا رضا

خسروِ مُلکِ جان توئی، حامیِ شیعیان توئی
خوار نما زِ خشمِ خود، دشمنِ شیعه را رضا

نهضتِ ما به یُمنِ تو فاتح وسربلند شد
چون که گرفت از ازل، ریشه زِ کربلا رضا

بسته چمن زِ لاله ها، زیورِ سرخ را به خود
بلبلِ شاد می زند، نغمه به صد نوا رضا

گشته بهارِ مقدمت، فَرّو شکوهِ فروَدین
لاله و یاس ویاسمن، رسته به هرکجا رضا

غرقِ گناه آمدم، این همه راه آمدم
از رَهِ لطف ومرحمت، باش زِ من رضا رضا


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دوا , رضا , لطف , مرحمت , غرق گناه , آمدم , یاسمن , هرکجا , نغمه , سرخ , نهضت , فاتح , سربلند , دشمن , شیعه , خسرو , ملک , آشنا , علیل , خسته ,
بازدید : 13
[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 0:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


دریا شروع شعر وغزل در تلاتم است

اینجا ضریح حضرت معصومه ی قم است


سرفصل این چکامه همان زینب رضا ،...

شه زاده ای که مَحرَمِ دلهای مردم است


معصومه یک شروع مجدد پس از حسین

زینپ همان که حاجت هر روزه ی قم است


این باغ، قد کشیده به معراج از زمین

زائر سرای خواهر خورشید هشتم است


روزی رسید زائری از جنس زینبین

صد کاروان تشنه در ایوان او گم است


اینجا ملائک از سر شب تا طلوع صبح

در ذکر با خدا و زبان در تکلّم است


اینجا مسیر کو ثر زهرای اَطهر است

اینجا ضریح دختر خورشید هشتم است


عمری نشسته دیده ی تاریخ اشکبار

عمری زمان به حرمت او در تبسّم است


هرشب فرشته ها به مرقد او بال می کشند

اینجا دری به بابِ رضا در تقدّم است


عطر خدا به درگه مهتاب جاری است

اینجا زمین به یُمنِ دَرَش در ترنُم است


اینجا قدح قدح به شما میدهد خدا

گل جرعه نوش شهد می هشتمین خم است


اینجا ملک به خاک درش سجده می کند

محراب انتظار زمان در تجسم است


محمد ضیائی پور استهبان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : خواهر خورشید , خورشید هشتم , شروع شعر , تلاتم است , حضرت معصومه , سرفصل , چکامه , زینب رضا , شه زاده , دلهای مردم , شروع مجدد , هر روزه , قد کشیده , زائر سرای , روزی رسید , صد کاروان , اینجا ملائک , طلوع صبح , تکلم , تبسم ,
بازدید : 23
[ پنجشنبه 14 مرداد 1395 ] [ 14:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر
می بریز و تمام هستم گیر



مطربا دف بزن که سرمستم

عشق تو دل ربوده از دستم


فصل گل، موسم غزل خوانی است

آسمان دلم چراغانی است


گشته میلاد لاله ی احمر

فاطمه(س) دخت موسیِ جعفر(ع)


آنکه معصومه است در دنیا

دُرِّ منظومه است در دنیا


آنکسی که نهاده پا در قم

گشته پشت و پناه این مردم


آنکه خورشید آستان بوسش

آنکه مهتاب نور فانوسش


بردرش هرکسی که رو کرده

حتماً اینگونه گفتگو کرده :


ای تو خورشید آسمان دلم

ذکر تو شرح داستان دلم


ای که مرأت حق نمائی تو

زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو


سر نهاده دلم به درگاهت

چون گدا آمده سر راهت


ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی

مطلع شعر دفتر ازلی


ای که مهتاب گشته بیدارت

تا نماید ز شوق ، دیدارت


ای که هرصبح با هزار امید

بر درت بوسه می زند خورشید


بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق

دختر اطهر قبیلۀ عشق


تا رضا را ز خود رضا کردی

کعبه در شهر قم به پا کردی


ای گل سرخ باغ زهرائی

نغمه ی خوش نوای مولائی


ای تو مرأت حضرت زهرا

وارث عشق و عصمت زهرا


ای تو منظومه ی روایت عشق

ای تو معصومه ی ولایت عشق


بارگاه تو عرش روی زمین

دل ما با تو می رسد به یقین


ای که خیل مَلَک نگهبانت

بال جبریل فرش ایوانت


ای حریمت چو عرش رحمانی

مَلَکَت مفتخر به دربانی


دلم از شوق دام ودانه ی تو

سر نهاده بر آستانه ی تو


از جمال تو نور می بارد

بر درت عشق بوسه می کارد


مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا

نام تو بر دلم نوشته خدا


من گدای تو بوده ام ز الست

همه از توست هرچه بوده و هست


بانوی بی قرینه ای بی بی

بحر دین را سفینه ای بی بی


ای دل ما کبوتر حرمت

که نشسته به سفره کرمت


ای گل باغ موسی جعفر(ع)

فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : قبیله عشق , ساقی , امشب , دوباره , می بریز , دف بزن , تمام هستم , مطربا , عشق تو , ربوده , موسم غزل , غزل خوانی , چراغانی , موسی جعفر , معصومه , منظومه , خورشید آسمان , شرح داستان , مرآتحق , سر نهاده ,
بازدید : 25
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395 ] [ 15:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


دیگر برای پنجره ها گوش می شوم


آهسته در فراق تو خاموش می شوم


در این حصار خاطره ها زیر بار هجر


در ماتم سپیده سیه پوش می شوم


در سطر سطر دفتر و دیوان زندگی


چون واژه های کهنه فراموش می شوم


با درد و رنج و حسرت و اندوه وبی کسی


چون نیستی دوباره هم آغوش می شوم


ساقی اگر تو باشی و میخانه گر، به راه


روزی هزار مرتبه مدهوش می شوم


آری برای دیدن روی تو، تا سحر


بر زیر بار محنت شب، دوش می شوم


نادر دوربین


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : زیر بار , بار هجر , پنجره ها , گوش , می شوم , آهسته , فراق تو , خاموش , حصار , خاطره , در ماتم , سیه پوش , سطر دفتر , دیوان زندگی , واژه ها , فراموش , نیستی , دوباره , هم آغوش , محنت شب ,
بازدید : 15
[ یکشنبه 10 مرداد 1395 ] [ 9:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



بیا به باغ دل خود بهار بگذاریم

به دوش خود علم عشق یار بگذاریم


چراغ دیده ی خود را بیا برافروزیم

و از برای شب انتظار بگذاریم

بیا که شبنم شوق زیارت گل را

به روی دیده شب زنده دار بگذاریم

به رهگذار سپیده بیا که بنشینیم

و داغ غم به دل شام تار بگذاریم

دو دست حاجت خود را به آسمان ببریم

و سر به خاک در کردگار بگذاریم

دو طفل منتظر دیده را به صد امید

به مثل آینه در رهگذار بگذاریم

خبر رسیده که یک جمعه می رسد از راه

برای جمعه بیا یک قرار بگذاریم




اللهم عجل لولیک الفرج



علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : شب انتظار , جمعه بیا , یک قرار , دو طفل , مثل آینه , دو دست , آسمان , رهگذار , سپیده , داغ غم , بگذاریم , شبنم شوق , علم عشق , دوش خود , چراغ دیده , زنده دار , شام تار , دست حاجت , برافروزیم , کردگار ,
بازدید : 17
[ جمعه 08 مرداد 1395 ] [ 1:0 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 22
1 2 3 4 5 ...21 22 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان