close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن


آسمان زیر پرت بود زمین افتادی

یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید

نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی

مادرت در نظرت بود زمین افتادی

زهر از جان تو آقا جگرت را می‌خواست

آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می‌کرد جوادت به سرش می‌زد آه

اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مارگزیده به خودت پیچیدی

خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین

نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین...

مسعود اصلانی



ادامه مطلب


برچسب ها : امام رضا , علی ابن , موسی الرّضا , مارگزیده , پیچیدی , افتادی , افسوس , آسمان , دستار , خاکی , مادرت , آتشی , جوادت , پسرت , چشم ترت , جگرت , اشک , میدان , حسین , نیزه ,
بازدید : 3
[ یکشنبه 28 آبان 1396 ] [ 10:51 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست


کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر

این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست


ماه من نیست در این قافله راهش ندهید

کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست


ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است

مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست


تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است

خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست


خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز

باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست


شهریارا عقب قافله کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست


شهریار



ادامه مطلب


برچسب ها : کاروان , دلخواهش , قصه , همراهش , ماهش , آئینه , آئینه شوق , سوختگان , تخت سلطان , خیمه , عقبش , مژده , چاهی , کوی امید , عقب , قافله , طالع , شهریارا , گمراهش , نیست ,
بازدید : 8
[ یکشنبه 21 آبان 1396 ] [ 7:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


🌷
اربعین


سقا دلم گرفته و امسال اربعین

نامم ببر به سرخط نام پیاده ها


لب تشنه ام تو ساقی لب تشنگان بیا

مستم کن از سبوی امام پیاده ها


دل می رود به سمت حرم با خودت ببر

مارا رسان به جاه ومقام پیاده ها


در انتظار حاجتم ای ماه بی کفن

دستم رسان به دست تمام پیاده ها


موکب به موکب از تو طلب میکنم شفا

شعرم شده است ذکر مدام پیاده ها


بر من ببخش نو کری بارگاه خویش

من کیستم همیشه غلام پیاده ها


روشن نمای شمع وجودم به نور عشق

ما را ببخش به حرمت شام پیاده ها


بادصبا بگو ببردتا به کوی دوست

از ما سلام به زینب وزخم پیاده ها

محمد ضیائی پور استهبان

shahidrabe@



ادامه مطلب


برچسب ها : اربعین , سقا , امسال , سرخط , پیاده ها , لب تشنه , ساقی , مستم , سمت حرم , مقام , موکب , نورعشق , بادصبا , کوی دوست , شمع وجود , غلام , نوکری , بارگاه , وجودم ,
بازدید : 13
[ دوشنبه 08 آبان 1396 ] [ 10:13 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


فلک ماتم زده لرزان زمین است
عزای قتل زین العابدین است
بهاران آمد و دلها غمین است
عزای قتل زین العابدین است

شده عرش برین از غم سیه پوش
نبی زانوی غم دارد در آغوش
چو خورشید مدینه گشته خاموش
دل هر شیعه با ماتم قرین است
عزای قتل زین العابدین است

جهان غرق عزا و شور و شین است
روان خون جگر از هر دو عین است
شب قتل علی بن الحسین است
که لرزان پایۀ عرش برین است
عزای قتل زین العابدین است

مَهی که یادگار کربلا بود
انیس زینب غم مبتلا بود
اسیر کوفیان  بی وفا بود
غریبانه شهید زهر کین است
عزای قتل زین العابدین است

ز  ابرِ  چشم گریانش هَماره
فرو می ریخت روز و شب ستاره
زده   هجران  او  بر  دل  شراره
که محبوب همه اهل یقین است
عزای  قتل زین العابدین  است

کسی که خون دل در چشم تر داشت
همیشه کربلا  را  در نظــر  داشت
هزاران زخم کاری بر جگر داشت
پر از شور و نوا عرش برین است
عزای  قتل زین العابدین  است


فراق  کودک  بی شیر دارد
به تن جای غل و زنجیر دارد
اگر که ناله ی شب گیر دارد
عزادار غم سالار دین است
عزای  قتل زین العابدین  است

محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان

https://telegram.me/mahzoon_shajaan




ادامه مطلب


برچسب ها : عزای قل , زین العابدین , ماتم زده , بهاران , دلها غمین , عرش برین , سیه پوش , غرق عزا , زانوی غم , آغوش , شور شین , خون جگر , شب قتل , الحسین , انیس زینب , شراره , محبوب , زخم کاری , شور نوا , شب گیر ,
بازدید : 17
[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 19:38 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



چشم وچراغ چراغداران

دراوائل دهه پنجاه ساختمانی درزاویه شمال غرب خیابان شهید فقیهی«کمربندی آن زمان»ساخته شد که به نام دبستان حاقظ معروف شد.خوشه چینان بسیاری دراین مزرعه مشغول خوشه چینی ازخرمن علم ومعرفت آموزگاران وصاحبان معرفت بودند،ازجمله این خوشه چینان کودکی بود که مصطفی میخوانندش،
او درخانه ای محقر وقدیمی باخانواده اش زندگی میکرد،
پدرش پیرمردی متوسط القامه بود بامحاسنی بلند وسفید وچهره ای که حکایت از تحمل رنج فراوان داشت، پای کوره آجرپزی عرقهای بسیار تنها نوازشگر چهره مهربان ونورانیش بود تا بااین رنجهای فراوان لقمه ای نان حلال وخالی ازشبهه به خانه بیاورد ، سرو قامت فرزندانش را بانان حلال سرفراز کند، آری آنمرحوم همنشین آب وخاک و اتش بود،
مرحوم مادر مصطفی اوقات فراغتش رادرخانه باتدریس قرآن به کودکان ونوجوانان محله سپری میکرد،
نهال قامت
مصطفی با نان چنین پدر وتربیت جنین مادری قدکشید،
درنوجوانی باعلاقه تمام به حوزه علمیه قدم گذاشت ،چند سال درحوزه وتحت تعلیم استاتید حوزه استهبان،سرانجام به حوزه علمیه قطب عالم تشیع«قم» قدم نهاد تا ازخرمن علم علمای بزرگ بهره ها ببرد،
پس ازچندین سال باکوله باری سنگین ازعلوم مختلف مجددا به زادگاهش باز گشت،دست تقدیر اورابه زعامت مردم ستمدیده و امامت جمعه مردم این شهربرگزید،
شیخ مصطفی نه تنها امام جمعه بلکه ملجا بیچارگان است،گاهی اوقات مردم حکومت دراختلافات حقوقی وقضایی خود رابه ایشان میسپارند، طرفین دعواپس ازحل اختلافشان خوشخال و راضی ازدرب خانه ایشان برادرانه به سمت خانه خویش رهسپار میشوند،
پاسخگویی به مسائل شرعی،جمع اوری وجوهات،رسیدگی به امور اداری،پیگیری مشکلات عامه وشهری،راهنمایی پدرانه تمامی روسای ادارات و..........را وظیفه خویش میداند،
اینها تنها گوشه ای از شخصیت فرزند راستین این آب وخاک است
اما چیزی که از چند سال پیش تابحال توجه اهل ادب این شهرستان وشهرستانهای مجاور شرق فارس به خودجلب کرده ادب دوستی وشعرشناسی ایشان است،
اولین باری که جهت استمداد معنوی درزمینه برگزاری شب شعرخدمت ایشان رسیدیم،صحبت ازتاتر،فیلنامه نویسی وساخت فیلم درمیان آورد،تعجب کردم،آنجابود که فهمیدم دامنه مطالعات وگستره اطلاعات ایشان خیلی بیشتر ازیک روحانی تحصیلکرده حوزه است،آنگاه ازشعر سخن گفت،!داشتیم کم می آوردیم که خوشبختانه بخیرگذشت ،وقتمان تمام شد.
هرسال قبل ازبرگزاری شب شعر باایشان نشستی داشتیم ،وهرسال نکته ای اموزنده راتذکرمان میداد،نصایحش پدرانه است،استماع سخنانش بخصوص درنشست خصوصی لذتی دوچندان دارد،
امسال نیز صبح پنحشنبه سیزدهم مهرماه درمعیت شاعران کشوری واستانی درب مهربانی اش رابرماگشود،شعرای آیینی وانحمن چراغداران استان فارس بعلاوه اقای حسن اسحاقی شاعر جوان مطرح کشوری که مورد تفقد رهبر عزیز قرار گرفته و اقای علی اکبر فرهنگیان اهل تهران که پیرو سبک مرحوم اغاسی است دراین جمع حضور داشتند،
پس ازمعرفی توسط آقای علیرضا رنجکش ومجریگری ایشان شعرخوانی شروع شد،
نخست علی اکبر فرهنگیان،،،،،جناب خاوری ابیاتی راکه کشفی درکلامش بود بالذت بیشتری نوش جان میکردند
سپس حسن اسحاقی،اوکه شاعری جوان ومخلص است به نظرمی اید اهل بیت به ابشان نظرداشته باشند چون زیباترین وحانسوزترین ابیات برزبان وقلم ایشان جاری میشود،الحق که محتشم ثانی است،
ازهرشهری شاعری انتخاب شد وشعری رادررثای سالار شهیدان وواقعه کربلا قرائت شد،بعضی ازاشعار که خوانده میشد اشک حضار را جاری میکرد،،وگاهی که نمک شعربه قاعده بود صدای ناله وهق هق!!!
ایوب پرند آور، احمد خوانسالار،یادگار دفاع مقدس غلامزضا ظریف،حاج نصیرزاده از نیریز،وشعرایی از خاک پاک خودمان استهبان،
راستی فراموش کردم یادآوری کنم شب شعر عاشورای استهبان به اعتراف شعرای بزرگ آیینی دومین شب شعر بزرگ کشوری است،ستاد شب شعرعاشورا به هیچ اداره وارگانی وابسته نیست،کلیه هزینه های مربوط به آنرا لطف اهل بیت به واسطه همین مردم تامین میکند،پشتیبانی، مادی ومعنوی حاج آقا خاوری قابل تقدیر است،،

صدای موذن ازماذنه بوقهای بلند گو زنگ پایان جلسه شعرخوانی بود،
تجدید وضو،وبه قامت قدبستن جناب خاوری جهت برگزاری جماعت درسالن نمازخانه دفترایشان،
پس ازادای فریضه نماز سفره ضیافتی برای میهمانان با پیش غذای محبت امام جمعه گسترده شد،صرف ناهار میهمان حجت الاسلام خاوری بودیم،یکی ازشاعره ها که میتوان ایشان راازجهت مهربانی مادرانجمن شهید رابع خواند «خانم جواهریان متخلص به سایه»صله ای ازدست جناب خاوری دریافت کرد، واین نشانه ای دیگر ازقدرشناسی وشعرشناسی شیخ مصطفی است، که میتوان به آن استناد کرد،
بساط چایی گسترده شد،پس ازصرف چایی خداحافظی ازآن عالم فاضل،
دربین راه که به کانون فرهنکی سپاه بازمی گشتیم ،سخن ازاخلاص وشفقت امام جمعه پیش آمد،نه توسط من که اهل استهبان بودم بلکه توسط شعرای دیگرشهر،بخصوص اقای فرهنگیان که بارها توصیه کرد«قدراین مرد فاضل رابدانید»
اما حیف که ما دردامنه کوه قرار داریم وعظمت آنرادرک نمیکنیم،اما آنان که درجایگاه دورتری قرار دارند عظمت انرابیشتر درک میکنند
چنانچه شعرای مهمان به اتفاق لسانی مقر به علم، شفقت وخضوع این عالم برجسته داشتند.


احمد جعفری


🆔 @shahidrabe کانال ادبی شهید رابع استهبان





ادامه مطلب


برچسب ها : چراغداران , اهلبیت , امام جمعه , خاوری , استهبان , مصطفی , آموزگاران , نوازشگر , مرد فاضل , نوجوانان , عالم تشیع , شیخ مصطفی , همنشین , ملجا بیچارگان , حوزه علمیه , تحمل رنج , امامت جمعه , مسائل شرعی , مشکلات عامه ,
بازدید : 16
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 17:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 43
1 2 3 4 5 ...42 43 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان