close
تبلیغات در اینترنت
آرام


دوبیتی های فاطمی

...........؛..........؛........


پر از خوف و خطر آرام آرام

شبی می شد سحر آرام آرام


به زیر خاک غم با دست خورشید

نهان می شد قمر آرام آرام
........؛


حسن بود و دو چشم اشکبارش

حسن بود و خزان نوبهارش


حسن بود و غمی که تازه می شد

چو می افتاد از آن کوچه گذارش
......؛


پر از باران دو چشمان ترش بود

شکسته ساقه ی نیلوفرش بود


به سوی خانه بر می گشت و خسته

به روی شانه دست مادرش بود
........؛


ز ابر دیدگانش آه می ریخت

که بابا ناله را در چاه می ریخت


میان صحن دل خورشید خانه

سرشک از هجر روی ماه می ریخت
..........؛


علی اکبر شجعان


کانال ادبی شهید رابع استهبان





ادامه مطلب


برچسب ها : یا فاطمه , خوف , خطر , آرام , شبی , سرشک , هجر روی , روی ماه , می ریخت , میان صحن , خورشید خانه , در چاه , روی شانه , شکسته , دو چشمان , گذارش , می افتاد , خزان , نوبهار ,
بازدید : 50
[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 9:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


با چشم مستت كن نظر تا با نگاهم چون كنم

مجنون تر از مجنون شوم اين عشق را افزون كنم

پروانه وار عاشق شدم تا بال و پر آتش زنم

اين جان شبي قرباني عاشق كُش مجنون كنم

جام از پي ساغر زنم تا حالت ديوانگي

عشق تو اي آرام جان كي از سرم بيرون كنم

تير از كمان چشم تو هر لحظه بر جان مي خرم

چشمم ز اشك حسرتي لبريز چون جيهون كنم

زلفت چو زنجير است و من آهوي رام عشق تو

آهوي در بندت منم كي شكوه از گردون كنم

وصلم اگر حاصل نشد عالم به آتش مي كشم

از دل كشم آه و شبي عالم به رنگ خون كنم

هي چهره بخراشم شب و هي زار زار بي كسي

«صبح»شب هجران تو اين چهره را گلگون كنم


محمد ضیایی

لینک ثابت

برچسب ها : مجنون , عشق , پروانه , عاشق , آتش , قربانی , ساغر , دیوانگی , صبح , گلگون , شکوه , زلف , جیهون , زنجیر , آرام , لبریز , چهره , حاصل , عاشق کش , بیرون ,
بازدید : 235
[ پنجشنبه 28 خرداد 1394 ] [ 12:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان