close
تبلیغات در اینترنت
آتش آه


قل اعوذ برب عاشق‌ها
مَلِک الناس، الهِ عاشق‌ها

قل اعوذُ  از اینکه دنیا را
بزند آتش آهِ عاشق‌ها

اشکشان دانه‌های انگور است
گریه نه، پرده‌هایی از شور است

حلقه‌ی کهکشانی از نور است
گوشه‌ی خانقاه عاشق‌ها

«ماه من» در خسوف خود پیچید
از میان دریچه وقتی دید

آسمان آسمان تفاوت داشت
«ماه گردون» و ماه عاشق‌ها

«عین، شین، قاف » واژه‌هاشان را
این حروف سفید می‌سازند

حرف‌های سیاه پیدا نیست
روی تخته سیاه عاشق‌ها

لبِ ذهن مرا قلم می‌دوخت
واژه‌ بر روی کاغذم می‌سوخت

آخر اسم مقاله‌ام این بود:
«عاشقی از نگاه عاشق‌ها»

دل من باز هم صبوری کن
باز از چشم‌هاش دوری کن

تو به من قول داده بودی که
نکنی اشتباه عاشق‌ها

ای خدایی که اهل اسراری
که به پروانه‌ها نظر داری

که خودت عاشقی، خبر داری
از دلِ بی‌پناه عاشق‌ها

بعد از این روزهای در زنجیر
درد شلاق‌های بی‌تاثیر

برسان مرد مهربانی که
بگذرد از گناه عاشق‌ها

برسان مرد مهربانی که
با احادیث حضرت مجنون

مو پریشان به تخت بنشیند
بشود پادشاه عاشق‌ها


قاسم  صرافان



کانال ادبی شهید رابع استهبان




ادامه مطلب


برچسب ها : عاشق ها , قل اعوذ , ملک الناس , اینکه , آتش آه , آه عاشق , اشکشان , انگور , کهکشانی , خانقاه , خسوف , دریچه , تفاوت , ماه گردون , واژه ها , تخته سیاه , می دوخت , صبوری کن , اشتباه , اهل اسرار ,
بازدید : 50
[ شنبه 28 بهمن 1396 ] [ 10:14 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


کردی خزان یاس نبی را کردی روان اشک علی را


ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی


====================================


آن بانوئی که صاحب چشمان تر بود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
که زهرا حایل دیوار و در بود


یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی 


تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را

بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را


ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟


با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی


آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر


با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی


با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را


بر گو به من با زینب کبری چه کردی


از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ ِ لالـه گـلـزاری گـرفتی
ای وای تو با مادر گلها چه کردی


یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی


از خـونِ ِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بیکس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی


با همسر مظلـومه ی مولا چـه کردی


علی اکبر شجعان - استهبان

سایر اشعار



ادامه مطلب


برچسب ها : یاس نبی , اشک علی , میخ در , چه کردی , چشمان تر , یار مولا , عزادار , پشت در , شعله ور , دیوار در , بضعۀ طاها , عرش برین , ایثار زهرا , ای وای , کعبۀدلها , خط خون , آتش آه , محسن , شش ماهه , دست بسته ,
بازدید : 127
[ چهارشنبه 19 اسفند 1394 ] [ 9:18 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان